علوم چوب و فراورده های چوبی

بخش تحقیقات علوم چوب و فراورده های آن



امروز تحقيق در صنعت و كشاورزي، عاملي مهم جهت توسعه اقتصادي در دنيا مي‌باشد. اين نياز در كشور ايران نيز همگام با رشد اقتصادي وصنعتي بشدت احساس مي‌گردد. استفاده از سرمايه‌هاي انساني در جهت افزايش كيفيت و كميت محصولات توليدي جز با آموزش، تحقيق و توليد ميسر نخواهد شد. در اين راستا مؤسسات و سازمانهاي تحقيقاتي نقش بسزايي در زمينه پژوهش را ايفا مي‌نمايند. بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور از جمله بخش‌هاي تحقيقاتي است كه رسالت در جهت اعتلاي تحقيق و پژوهش در صنايع چوب و كاغذ را عهده‌دار مي‌باشد.
محورهاي كلي بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن برپايه دسترسي به منابع ليگنوسلولزي جانشين، افزايش بهره‌وري در صنايع چوب و كاغذ، كاهش ضايعات، استفاده صحيح و اصولي از منابع چوبي موجود و افزايش عمر مفيد چوب مي‌باشد.
با توجه به اين رسالت خطير، بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن اهداف زير را سر لوحه برنامه‌ريزي‌هاي تحقيقاتي قرار داده است.
- شناسايي منابع اوليه ليگنوسلولزي چوبي و غير چوبي كه از پتانسيل مصرف در فرآيندهاي توليد صنايع سلولزي برخوردار هستند.
- بررسي ويژگيهاي بنيادي و كاربردي انواع مواد اوليه چوبي و غير چوبي براي توسعه فرآيندهاي كاربردي
- تحقيق در جهت كاهش ضايعات و استفاده از ضايعات بهره‌برداري شده از جنگل، ضايعات كشاورزي و چوب آلات كم قطر
- تحقيقات بنيادي در فرآيندهاي صنايع سلولزي براي بهينه سازي محصولات توليدي
- تحقيقات توسعه‌اي ـ كاربردي در فرآيندهاي صنايع سلولزي در راستاي بكارگيري فرآيند‌هاي جديد و توسعه فرآيندهاي بهينه و بومي شده.
- تحقيق در استانداردهاي ملي و بين‌المللي در راستاي ارتقاء كيفيت محصولات توليدي
- ارائه خدمات تحقيقاتي ـ توسعه‌اي به سازمانهاي توليد كننده و مصرف كننده مواد اوليه ليگنوسلولزي و كارخانه‌هاي توليدي و تشريك مساعي متقابل
- ارائه خدمات تحقيقاتي ـ آموزشي به مؤسسات آموزشي در سطوح مختلف تحصيلي
به منظور دستيابي به اهداف فوق بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن سعي در گردهم آوردن اطلاعات جديد، نيروي انساني كارآمد در سطوح مختلف تخصصي و تجهيزات مدرن داشته و با در اختيار داشتن فضاي مناسب تحقيقاتي به بزرگترين مجتمع تحقيقاتي علوم و تكنولوژي چوب و فرآورده‌هاي آن در سطح كشور و يكي از بزرگترين مجتمع‌هاي تحقيقاتي منطقه‌اي در زمينه فوق تبديل شده است.
فعاليت‌هاي بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور به بررسي همه جانبه‌اي در جهت تشخيص نقاط ضعف و قوت صنايع چوب و كاغذ كشور و رفع نواقص موجود پرداخته است. امروزه تلاش در جهت بهره‌وري پايدار از جنگلها و منابع ليگنوسلولزي ايران بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن را بعنوان قطبي بزرگ در جهت تحقيق و رسيدن به خودكفايي سلولزي و توليد از منابع جانشين و استفاده از چوب و مواد ليگنوسلولزي با ارزش افزوده بالاتر قرار داده است.
بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن در راستاي انجام وظايف تحقيقاتي خطير خود بصورت تخصصي و تفكيكي به امر پژوهش و تحقيق پرداخته است، كه اين وظايف در قالب چهار گروه تخصصي صورت مي‌گيرد.

گروه تحقيقات فيزيک و مکانيک چوب و فرآورده هاي چوبي
گروه تحقيقات توسعه صنايع و فرآورده هاي مرکب چوب
گروه تحقيقات شيمي چوب و خمير کاغذسازي
گروه تحقيقات حفاظت و اصلاح چوب
 

1- گروه تحقيقات فيزيك و مکانيک چوب و فرآورده هاي چوبي

الف: زيرگروه بيولوژي و آناتومي چوب

اين زيرگروه در تحقيقات بنيادي شناخت ويژگيهاي ماده اولية چوبي و غير چوبي و جمع آوري اطلاعات مورد نياز فعاليت دارد. اين گروه تحقيقاتي با در اختيار داشتن تجهيزات لازم طي ساليان گذشته فعاليت‌هاي گسترده‌اي داشته و در حال توسعه و گسترش فعاليت‌ها و جذب تجهيزات مدرن‌ و جديدتر است. در حال حاضر، اين زيرگروه داراي آزمايشگاهي است كه مجهز به دستگاههايي نظير ميكروسكوپ نوري متصل به كامپيوتر با قابليت ذخيره و آناليز تصاوير، ميكروتوم، انواع ميكروسكوپهاي پروژكتيو و استريوميكروسكپها و ساير امكانات لازم جهت بررسي خصوصيات آناتوميكي و فيزيكي و مورفولوژيكي الياف چوب گونه‌هاي مختلف بوده و طرحهاي متعددي در اين زمينه‌ها در آن در حال اجرا مي‌باشد.

آزمايشگاه فيزيك و مكانيك چوب و فرآورده هاي چوبي

ب: زيرگروه فيزيك و مكانيك چوب

اين زيرگروه در زمينه شناخت ويژگيهاي مكانيكي و كاربردي چوب و محصولات چوبي و كاغذ در حال فعاليت است . از جمله گروه‌هاي تحقيقاتي بخش تحقيقات علوم چوب و فرآورده‌هاي آن است كه از اوايل تشكيل بخش فعاليت داشته و اطلاعات كاربردي در مصرف بهينه چوب را جمع آ وري و در اختيار سازمانها و مؤسسات مربوطه قرار مي‌دهد . با توجه به ماهيت كار، اين زيرگروه تحقيقاتي با ساير گروههاي تحقيقاتي در ارتباط نزديك بوده و به ديگر گروهها نيز خدمات تحقيقاتي، آزمايشگاهي ارائه مي‌كند.
اين زيرگروه با در اختيار داشتن يك دستگاه ماشين آزمايشگر مقاومت مكانيكي مدل 1186- INSTRON ، ماشين مقاومت به ضربه مدل WP5- INSTRON و يك سردخانه به حجم 8 مترمكعب توانايي انجام كليه آزمايشات مكانيكي را بر روي چوب و ساير فرآورده‌هاي چوبي در شرايط مختلف محيطي از نظر دما و رطوبت دارا مي‌باشد. از جمله امكانات ديگر اين گروه داشتن اتاق آزمايشگاهي كليماتيزه تحت شرايط محيطي رطوبت و دما است.

آزمايشگاه فيزيك و مكانيك چوب و فرآورده هاي چوبي
 

2- گروه تحقيقات توسعه صنايع و فرآورده هاي مركب چوبي

اين گروه تحقيقاتي با در اختيار داشتن تجهيزات مدرن و نيمه صنعتي تحقيقات محصولات اوراق فشرده چوبي بويژه در زمينه هاي خرده چوب، تخته فيبر، تخته فيبر با دانسيته متوسط (MDF)، تخته‌هاي عايق، تخته رشته چوب، تخته چندلايه، چوب‌هاي لايه‌اي، كامپوزيت‌هاي الياف چوب / پليمر، چوب گچ، چوب سيمان و تخته‌هاي مركب در زمينه تحقيقات بنيادي، كاربردي و توسعه‌اي فرآيندها و تكنولوژيهاي صنايع چوب فعاليت داشته و از طريق تركيب و تلفيق نيروي انساني كارآمد و تجهيزات مدرن جوابگوي نيازهاي تحقيقاتي سازمان‌ها و مؤسسات اجرائي و كارخانه‌هاي توليدي است. برخي از تجهيزات آزمايشگاهي اين گروه بشرح زير است:

آزمايشگاه گروه  تحقيقات توسعه صنايع وفرآورده های مرکب چوبی

خردكن استوانه‌اي آزمايشگاهي، پوشال‌كن حلقوي آزمايشگاهي، خشك‌كن، مخلوط‌كـن چســب، چسب‌زن، دستگاه بخار زني، پالايشگر الياف

پرس آزمايشگاهي مدل Burkle-L-100  و ساير دستگاهها و تجهيزات برش.

 

گروه تحقيقات شيمي چوب و خمير كاغذسازي

اين گروه در زمينه تحقيقات بنيادي، كاربردي و توسعه‌اي فعال مي‌باشد و مانند ساير گروههاي تحقيقاتي در راه گسترش فعاليت‌هاي تحقيقاتي، تكميل اطلاعات در زمينة مصرف مواد چوبي و غيرچوبي در توليد كاغذ و محصولات كاغذي كشور گام بر مي‌دارد. در آزمايشگاه تحقيقات شيمي چوب آزمايشات مربوط به اندازه‌گيري تركيبات شيميايي چوب نظير اندازه‌گيري سلولز، ليگنين، مواد استخراجي و خاكستر انجام مي‌شود. در آزمايشگاه تحقيقات خمير و كاغذسازي توليد خمير كاغذ با استفاده از روشهاي شيميايي ( سودا و كرافت)، نيمه شيميايي و حرارتي مكانيكي بر روي چوب و مواد ليگنوسلولزي غيرچوبي انجام مي‌شود. آزمايشگاههاي اين گروه مجهز به دستگاههاي مختلف بشرح زير مي‌باشد:

آزمايشگاه تحقيقات گروه تحقيقات شيمي و خمير كاغذ

ديگ پخت چرخشي مجهز به چهار محفظه، ديگ پخت 10 ليتري، جداكننده ديسكي الياف، دستگاه اندازه‌گيري درجه رواني خميركاغذ، كوبنده پي اف آي به منظور پالايش خمير كاغذ، دستگاه ساخت كاغذ دست ساز، دستگاه پرس كاغذ دست ساز، دستگاه خشك كن ورق كاغذ دست ساز، دستگاه نيمه صنعتي (پايلوت) توليد خمير مكانيكي و نيمه مكانيكي، دستگاه هم‌زن‌ الياف و غيره.

 

4- گروه تحقيقات حفاظت و اصلاح چوب

گروه تحقيقات حفاظت و اصلاح چوب دست اندركار يكي از مقوله‌هاي خيلي مهم و با اهميت بررسي وضعيت دوام چوب، استفاده بهينه از چوب و محصولات چوبي و ليگنوسلولزي است. مواد ليگنوسلولزي در معرض تخريب عوامل بيولوژيك و زنده بوده و استفاده نامناسب بر شدت آن مي‌افزايد.
- اين گروه تحقيقاتي با در اختيار داشتن يك دستگاه كوره چوب خشك كني نيمه صنعتي در حال بررسي و تدوين برنامه‌هاي چوب خشك كني چوبهاي صنعتي ايران مي‌باشد.
- اين گروه تحقيقاتي همچنين يك دستگاه نيمه صنعتي اشباع چوب طراحي و ساخته است كه با استفاده از آن به منظور بالا بردن عمر مفيد تراورسهاي چوبي مورد نياز راه آهن، تيرهاي ارتباطي و ساير مصنوعات چوبي، اشباع‌پذيري چوب‌هاي مختلف با مواد حفاظتي متفاوت و روشهاي مختلف را مورد بررسي و آزمايش قرار مي‌دهد

آزمايشگاه چوب خشك كني و حفاظت چوب
 

انتشارات

نتايج تحقيقات اين بخش به صورت كتاب و مقالات علمي چاپ و منتشر مي‌گردد به علاوه در سالهاي اخير بخش، پايه‌گذار انتشار يك نشريه علمي و تخصصي تحت عنوان " تحقيقات علوم چوب و كاغذ ايران " كه داراي درجه علمي-پژوهشي مي‌باشد و نتايج طرحهاي تحقيقاتي بخش در آن به چاپ مي‌رسد.

 

انواع MDF با خواص ويژه



 

به طور كلي مي توان تخته فيبرهاي نيمه سنگين را از نظر خواص و ويژگي هاي آنها  در دو گروه ،تخته فيبر نيمه سنگين با خواص معمولي  و يا خواص ويژه  طبقه بندي كرد:
تخته هاي صنعتي خاص داراي ويژگي هايي علاوه بر مشخصات معمول MDF هستند كه با اعمال تغييرات در پروسه توليد، با استفاده از چسب هاي مختلف يا مواد افزودني گوناگون توليد مي شوند. بعضي از انواع MDF هاي خاص و موارد استفاده آنها به شرح زير هستند:

1. MDF نازك (Thin MDF)

 

اين تخته ها به كلاسهاي خيلي نازك mm8/1 تا mm 5/2 ، و از 5/2 تا 6 ميلي مترو 4 تا 6 ميلي متر تقسيم مي شوند(استاندارد EN-622-5 ) كه در كاربردهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرند.
از موارد كاربرد عمومي MDF هاي نازك، كف كشوها، پشت كابينت ها، رويه درها و ... مي باشد. تمام روسازي قابل انجام روي MDF معمولي روي  MDF نازك نيز اجرا ميشود.
از ساير موارد كاربرد MDFهاي نازك عبارتند از:
ديوار كوب ها، پوشش هاي سقف، غرفه هاي نمايشگاهي، صنايع اتومبيل سازي، رويه لاستيك زاپاس(يدك) پشت صندلي، رويه در، توليد تخته هاي انحناءدار و ... مي باشد.

2. MDF ضخيم(Thick MDF)

 

MDF هاي ضخيم طبق استاندارد EN-622-5  به كلاسهاي 45-30 ميلي متر و 60-45 ميلي متر تقسيم شده اند و جهت ساخت سازه هاي معماري، ستونها، پايه هاي ميز ، طاقها، رويه كاري(كابينت)، كف نيمكت و كلا" مواردي كه صفحات ضخيم و بزرگ با خواص ماشين كاري (خصوصا" عميق) مسطح و با سطوح صاف نياز است ، استفاده مي شوند.

3. MDF با فرمالدئيد كم (Low Formaldehyde MDF-E1)

 

 مقدار انتشار فرمالدئيد ازMDF معمولي بسته به نوع چسب ومقدار آن كمي متفاوت است. انتشار فرمالدئيد MDF نبايد بيشتر ازgr100/mg30 باشد(كلاسE2 طبق استانداردEN-622-1) اين كلاس MDF قابل كاربرد در بسياري از كاربردهاي مبلمان و داخل خانه مي باشد ولي تهويه مناسب در محل استقرار آنها نيز بايد وجود داشته باشد تا فرمالدئيد را از محيط خارج سازد.
اما در بعضي موارد لازم است كه MDFبا فرمالدئيد كمتر يعني با حداكثر انتشار فرمالدئيد gr100/mg9 (استاندارد EN-622-1) استفاده شود.  اكنون دربازار، MDF- E1 بعنوان MDF استاندارد معمولي درآمده است. MDFهاي با فرمالدئيدهاي كمتر و حتي بدون فرمالدئيد هم در صورت سفارش مشتري قابل توليد مي باشد.
MDF با فرمالدئيد كم در مكانهايي كه تهويه به خوبي انجام نميشود ، مرطوب و گرم است و يا ساكنين آن احتياجات و درخواستهاي خاص دارند مثل مدرسه ها، بيمارستانها و... استفاده مي شود. همچنين در موزه ها و محل هاي نمايش نيز از MDF كم فرمالدئيد جهت كاستن از خوردگي فلزات استفاده مي كنند.

 

4. MDF مقاوم در برابر رطوبت(MDF.H،  (MOISTURE RESISTANT MDF: MDF.HLS

 

توليد MDF با خاصيت مقاوم در برابر رطوبت بيشتر براي مصارف در رطوبت نسبي محيط حداكثر 80% با بهبود چسب اوره فرمالدئيد معمولي مورد استفاده در توليد MDF يا استفاده از يك چسب ضد رطوبت جايگزين امكان پذير است. تمام خصوصيات مثبت MDF معمولي در اين نوع تخته ها به اضافه استحكام طولاني تر و تغيير ابعاد كمتر در اثر رطوبت موجود است.
طبق استاندارد  EN-622-5  دو نوع كلاس براي اينگونه تخته ها وجود دارد. يكي MDF.H براي استفاده هاي عمومي در محيط مرطوب و ديگري MDF.HLS كه براي استفاده اوراق متحمل بار در محيط مرطوب مي باشد. موارد استفاده MDF مقاوم در برابر رطوبت عبارتند از:
مبلمان حمام و دستشويي، كابينت دور ظرفشويي، كف پوشها، پنجره ها، پله ها ، پروفيلهاي خاص و...

 

5. MDF مقاوم در برابر حشرات و قارچها

 

اين نوع MDF ها كه بيشترين استفاده آنها در توليد بعضي از كفپوشها مي باشد داراي مواد ضد حشرات (حشره كش و قارچ كشي) مي باشد كه باعث مي شود از حمله آفات در امان باشد و دوام بيشتري داشته باشد.

 

6. MDF مقاوم در برابر آتش (Flame Retardant MDF)

 

براي اين منظور مي توان MDFها را با پوشش هاي ضد آتش پوشاند يا مواد و نمك هاي خاص ضد آتش تيمار كرد. ولي بهترين راه اضافه كردن مواد ضد آتش در حين پروسه توليد است. موارد مصرف اين نوع تخته ها بعنوان مثال: پوشش ديوارها، پارتيشن ها، قفسه فروشگاههاو...مي باشد.

 

7. MDF با وزن مخصوص بالا(High Density Fiberboard)

 

MDF   هاي استاندارد معمولي با ضخامتهاي 19-12 ميلي متر معمولا" داراي دانسيته kg/m 800-650 هستند. دانسيته هاي بالاتر يعني بالاي 800 نيز توليد و عرضه مي شود.
در واقع با اضافه كردن فيبر، چسب و فشار در حين پروسه توليد اوراق سنگين تر توليد مي شود ، افزايش دانسيته قابليت هاي ماشين كاري و سطح سازي (رنگ، روكش و...) را افزايش ميدهد و نيز خصوصيات مكانيكي و فيزيكي MDF نيز بهبود مي يابد.
از موارد استفاده اين نوع MDF هاي سنگين (HDF) عبارتند از:
كف پوشها، پله ها، قفسه هاي صنعتي، ميز كار و...

 

8. MDF با وزن مخصوص پائين(Low Density Fiberboard)

 

LDF با وزن مخصوص kg/m  650-550 و ULDF با وزن مخصوص زير kg/m  550، جهت استفاده در مواردي كه وزن كمتر مورد نياز است و نيازي به استحكام بالا وجود ندارد يا در مواردي كه خواص عايق صدا بودن مورد نياز باشد توليد و عرضه مي شود. اين MDF ها جهت ساخت پروفيلهاي تزئيني معماري، ساخت غرفه هاي نمايشگاهي و كلا" مواردي كه جابجايي با دست مورد نياز است و نيز حمل و نقل و ابزار خوري سريع مورد نياز است، كاربرد دارد.

 

9. MDF با روكش هاي تزئيني (Decorative surfaced MDF)

 

مهمتـرين و غيـر قـابـل تفكيك ترين كاربرد يا آماده سازي MDF جهت كاربرد نهايي، روسازي آن و خصـوصـا" روكش كردن آن مي باشد. انجـام عمليـات روكـش كردن MDF  امـروزه جـزء خدمات ضروري توليدكنندگان MDF به خريداران مي باشد بطوريكه معمولا" اكثر كارخانجات بزرگ توليد MDF داراي خطوط روكشي هم هستند.
انواع روكش ها شامل روكش هاي چوبي (گونه هاي مختلف)، كاغذي، ملامينه، PVC و... ميشوند.

 

10. MDFهاي قالب گيري شده

 

 در اين روش تخته MDF به شكل خاصي كه در پرس به آن داده مي شود توليد مي شوند مانند رويه درهاي طرح دار و حالت دار، يك تكه MDF يا در كابينت و كشو و پنجره و... .
اين محصولات را مي توان به راحتي روكش نمود(پرس ممبران) و عرضه بازار مصرف كرد. اخيراً واردات اين رويه درها به ايران در حال رونق گرفتن است.

 

11. MDF هاي قابل انعطاف

 

بوسيله يك پيش تيمار شيميايي روي MDF با تركيبات الكالين، مي توان به آن خواص پلاستيك (موقتي) و قابليت انعطاف و شكل پذيري را داد.

ساخت کاغذ

روش ساخت کاغذ
 با اين همه، از كاغذ براي بسته‌بندي، آرايش دروني ساختمان، صافي‌هاي صنعتي و پژوهشي و كارهاي ديگر نيز بهره مي‌گيرند. چيني‌ها نخستين مردماني بودند كه بيش از 2 هزار سال پيش كاغذهايي مانند كاغذهاي امروزي ساختند. ايرانيان مسلمان شيوه‌ي ساختن كاغذ را از چيني‌ها آموختند و آن را بهبود بخشيدند. شهر سمرقند براي سال‌ها بزرگ‌ترين مركز ساختن و خريد و فروش كاغذ بود. سپس، در شهرهاي ديگر، از جمله بغداد، دمشق، قاهره، مغرب، جزيره‌ي سيسيل و شهرهاي مسلمان‌ نشين اسپانيا، كارخانه‌هاي كاغذسازي به راه افتاد .

نوشتن پيش از كاغذ

پيش از ساختن كاغذ، مردمان باستان براي ماندگار كردن نظرهاي خود از كنده‌كاري روي سنگ و چوب و لوح‌هاي گلي بهره مي‌گرفتند. سومري‌ها از هزاره‌ي چهارم پيش از ميلاد بر لوح‌هاي گلي مي‌نوشتند. بابلي‌ها اين روش را از سومري‌ها آموخته و كتاب‌خانه‌ي بزرگي از لوح‌هاي گلي درست كرده‌ بودند. آن‌ها گل را به صورت ورقه‌اي كلفت در مي‌آوردند و پيش از آن كه خشك شود، دانسته‌هاي خود را به خط ميخي روي آن كنده‌كاري مي‌كردند. سپس، آن را در آفتاب خشك مي‌كردند يا در كوره‌‌هاي سفال‌پزي، مي‌پختند. از اين لوح‌هاي گلي پخته، شمار زيادي از ويرانه‌هاي شهرهاي باستاني ميان‌رودان، به‌ويژه بابل، به دست آمده است. نوشتن روي ورقه‌هاي مسي، برونزي و گاهي طلا نيز انجام مي‌شد كه لوح‌هاي زرين دوره‌ي هخامنشي‌ها از نمونه‌هاي آن‌هاست.

دست‌كم از هزاره‌ي دوم پيش از ميلاد، آدميان آموختند كه مي‌توانند از پوست جانوران كاغذ چرمي(پارشمن) بسازند. ايرانيان روي پوست گاو، گاوميش و گوسفند و رومي‌ها بر پوست خر وحشي مي‌نوشتند. پوست‌ها پس از دباغي و صيقل‌كاري به اندازه‌ي نازك و نرم از كار در‌ مي‌آمدند كه در زيبايي و نيكويي شاهكار به شمار مي‌آمدند. پارشمن ايراني ويژگي‌هاي بهتري داشت. براي نمونه، ايرانيان براي از بين بردن بوي ناخوشايند چرم، در روند ساختن پارشمن، به آن گلاب مي‌افزودند.  اوستا را نخستين‌بار روي 12 هزار پوست گاو نوشته بودند. عرب‌ها نيز روي پوست مي‌نوشتند، اما چون گران بود، تنها براي نوشتن چيزهاي بسيار مهم، مانند قرآن و قراردادها و پيمان‌نامه‌ها از آن بهره مي‌گرفتند. آن‌ها نوشته‌هاي خود را بيش‌تر بر استخوان شانه‌ي شتر يا سنگ‌هاي نازك سفيد يا شاخه‌هاي پوست كنده‌ي درخت خرما مي‌نوشتند.

مصريان باستان از نزديك 2 هزار سال پيش از ميلاد ، از گياه پاپيروس، كه گونه‌اي از ني است، كاغذي مي‌ساختند كه به همان نام پاپيروس شناخته ‌شد و امروزه به صورت واژه‌ي Paper در زبان انگليسي ماندگار شده است. مصري‌ها ساقه‌هاي پاپيروس را به صورت نوارهاي باريكي مي‌بريدند و آن‌ها را به گونه‌اي كنار هم مي‌گذاشتند كه مانند رشته‌هاي پارچه در هم فرو مي‌رفتند. سپس، پاپيروس را در آفتاب خشك مي‌كردند. به‌زودي، پاپيروس در تمدن‌هاي ديگر، از جمله يونان، روم و ايران، نيز به كار گرفته شد، اما چون آن گياه در همه‌جا نمي‌روييد، كاغذ پاپيروس به فراواني در دست نبود. البته، به نظر مي‌رسد پاپيروس به دليل ديگري در ايران چندان به كار نمي‌رفت، چرا كه ابن‌عبدوس جهشياري از بيان ابوجعفر منصور، خليفه‌ي عباسي، نوشته است كه:" ايرانيان حق داشتند كه جز بر پوست كلفت و نازك بر چيز ديگري نمي‌نوشتند و مي‌گفتند كه ما جز بر آن‌چه در سرزمين ما فراهم مي‌شود بر چيز ديگري نمي‌نويسيم."

مردم هندوستان روي برگ و پوست برخي درختان مي‌نوشتند. ابوريحان بيروني در اين‌باره نوشته است كه مردم بخش‌هاي جنوبي هند برگ‌هاي درختي به نام تاري را، كه مانند درخت نخل و نارگيل است، به هم مي‌چسباندند و روي آن‌ها مي‌نوشتد و سپس آن برگ‌ها را با نخ به هم مي‌چسباندند. شايد به همين دليل باشد كه امروزه به صفحه‌هاي كتاب يا دفتر، برگ مي‌گويند. در سرزمين‌هاي شمالي هند پوست درخت توز را صيقل مي‌دادند و روي آن مي‌نوشتند. سپس برگه‌هاي نوشته شده را شماره مي‌گذاردند و در پارچه‌اي مي‌پيچيدند و نگهداري مي‌كردند. نامه‌اي كه پادشاه هند به انوشيروان نوشته بود و مسعودي در مروج‌الذهب به آن اشاره كرده است، بر پوست درخت بوده است. ايرانيان نيز برخي از نوشته‌هاي خود را بر توز، يعني پوست گياه خدنگ، مي‌نوشتند. ابن‌نديم از بيان ابومشعر بلخي نوشته است كه:" ايرانيان براي آن‌كه نوشته‌هايشان پايدار بماند روي توز مي‌نوشتند كه از درخت خدنگ به دست مي‌آمد و خدنگ همان گياهي است كه چوب محكم دارد و از چوب آن تير براي كمان مي‌سازند." به نظر مي‌رسد رومي‌ها نيز بخشي از نوشته‌هاي خود را روي پوست درختان ماندگار مي‌كردند. چرا كه واژه‌ي لاتين Liber ، به معناي پوست دروني درخت، براي كتاب به كار مي‌رفت. اكنون نيز به جايي كه كتاب‌ها در آن نگهداري مي‌شود، Library ، يعني كتاب‌خانه، مي‌گويند.

از كاغذ چيني تا كاغذ ايراني

چيني‌هاي باستان نخست روي پارچه‌ي ابريشم مي‌نوشتند، اما از نزديك 150 سال پيش از ميلاد، آموختند كه مي‌توانند پوست درخت توت را خرد كنند، به صورت خمير درآورند و از آن كاغذ بسازند. آن‌ها به كاغذهاي خود ساقه‌هاي كتان و رشته‌هاي تور ماهي‌گيري كهنه نيز مي‌افزودند تا محكم‌تر شود. هر چند گياهان در بيش‌تر جاها يافت مي‌شدند، اما چيني‌ها شيوه‌ي ساختن كاغذ را به صورت راز نگه داشته بودند. اين راز زماني فاش شد كه عرب‌هاي مسلمان در سال 133 هجري/751 ميلادي، اسيراني را از چين با خود به سمرقند، از بزرگ‌ترين و شناخته‌شده‌ترين شهرهاي ديرين ايران، آوردند. از جمله‌ي اسيراني كه صالح‌بن‌زياد از چين با خود به سمرقند آورد، كساني بودند كه در كار ساختن كاغذ مهارت داشتند. ايرانيان مسلمان شيوه‌ي ساختن كاغذ را از آنان ياد گرفتند و آن را بهبود بخشيدند و به‌زودي سمرقند بزرگ‌ترين مركز خريد و فروش كاغذ در جهان شد.

ايرانيان مسلمان براي ساختن كاغذ از پنبه و كتان و ديگر مواد گياهي نيز بهره گرفتند و گونه‌هايي از كاغذهاي نازك، كلفت، شفاف و بادوام ساختند. كاغذ ايراني را تا نزديك يك قرن از سمرقند و خراسان به جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي مي‌بردند. سرانجام پس از نزديك يك سده، به سال 794 ميلادي، به فرمان فضل‌بن‌يحيي برمكي ، وزير هوشمند ايراني، نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي را در بغداد بر پا كردند. سپس، جعفربن‌يحيي‌برمكي فرمان داد كه در ديوان‌ها به جاي پوست از كاغذ بهره گيرند. به اين ترتيب، بهره‌گيري از كاغذ به جاي پاپيروس در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي رونق گرفت و كارخانه‌هاي زيادي در شهرهاي سوريه، فلسطين، مصر، تونس، مراكش و مغرب ساخته شد.

با اين كه، كارخانه‌هاي كاغذسازي در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي ساخته شد، كاغذ ايراني همچنان بهترين كاغذ به شمار مي‌رفت و بارها در كتاب‌هاي تاريخي از كاغذ سمرقندي و خراساني سخن گفته شده است. براي نمونه، ابن‌نديم از شش گونه كاغذ، كه در روزگار او رواج داشته، سخن گفته است: "كاغذ خراساني را از كتان مي‌ساختند و به قولي ساختن آن از زمان بني‌اميه معمول شد و به قولي در عهد بني‌عباس. برخي مي‌گويند كه ساختن آن قديمي است و برخي آن را چيزي جديد مي‌دانند. مي‌گويند برخي از هنرمنداني كه از چين به خراسان رفته بودند، آن را بر اساس كاغذ چيني ساختند و اما گونه‌هاي آن عبارت‌اند از سليماني، طلحي، نوحي، فرعوني، جعفري و طاهري."

نام‌هايي كه ابن‌نديم بر مي‌شمارد، نام كاغذسازان ماهر يا فرمان‌وراياني است كه به ساختن كارخانه‌هاي كاغذسازي فرمان دادند كه بيش‌تر آن‌ها ايراني هستند. كاغذ جعفري منسوب است به جعفر برمكي، كاغذ طاهري به طاهر دوم از فرمان‌روايان خراسان(دودمان طاهري)، كاغذ نوحي به‌ نوح ساماني، از فرمان‌روايان ساماني، كاغذ طلحي به طلحه‌بن طاهر( از طاهريان)، كاغذ سليماني به سليمان راشد، فرمان‌رواي خراسان در زمان هارون‌الرشيد، كاغذ جعفري به جعفر برمكي و كاغذ فرعوني، كه با بهترين پاپيروس مصري رقابت مي‌كرده است و به نظر مي‌رسد به همين دليل به نام فرعوني شناخته شده است، اما سازنده‌ي آن مشخص نيست. از ديگر كاغذهاي شناخته شده‌ي آن زمان مي‌توان كاغذ جيهاني، ماموني و منصوري را نام برد. كاغذ جيهاني به شهر جيهان در خراسان بزرگ، كاغذ ماموني به مامون عباسي و كاغذ منصوري به ابوالفضل منصور‌بن‌نصربن‌عبدالرحيم از مردمان سمرقند، منسوب است.

شواهدي وجود دارد كه در جاي‌جاي سرزمين‌هاي اسلامي شيوه‌ي كاغذسازي ايرانيان را در پيش مي‌گرفتند. براي نمونه، سمعاني در كتاب الانساب خود درباره‌ي كاغذ منصوري نوشته است: " از كساني كه به نسبت كاغذي شهرت كرده‌اند، يكي هم ابوالفضل‌منصوربن‌نصربن‌عبدالرحيم كاغذي است از مردم سمرقند كه به سال 423 هجري در سمرقند وفات يافت. كاغذ منصوري در تمام سرزمين ‌ه اي اسلامي شناخته شده است و شيوه‌ي ساختن آن را تقليد مي‌كنند." با اين همه، شواهدي نيز در دست است كه در ديگر سرزمين‌هاي اسلامي نيز در شيوه‌ي ساختن كاغذ پيشرفت‌هايي رخ داده بود. چنان‌كه ناصر خسرو، كه در سال 438 هجري/1047 ميلادي از شهر طرابلس ديدن كرده بود، درباره‌ي كاغذي كه در آن‌جا ساخته مي‌شده است مي‌گويد كه:" در نكويي و زيبايي مثل كاغذ سمرقند بلكه بهتر از آن است."

ايرانيان مسلمان در كار بهبود ساختن كاغذ به نوآوري‌هاي جالبي دست پيدا كرده بودند كه به چند مورد اشاره مي‌شود:

1. آهار زدن به كاغذ: ايرانيان كه در كار ساختن كاغذ پوستي(پارشمن) تجربه‌هاي زيادي داشتند كوشيدند آن تجربه‌ها را در ساختن كاغذ جديد نيز به كار گيرند. از اين رو، به كاغذ نشاسته‌ي گندم مي‌زدند كه سطح كاغذ را براي نوشتن با جوهر مناسب‌تر مي‌كرد.

2. بهره‌گيري از آب‌دنگ: اين دستگاه كوبه‌اي پتك‌مانند بود كه با چرخاب به جنبش در مي‌آمد و از آن براي خرد كردن تكه‌هاي بزرگ چوب بهره مي‌گرفتند. به گفته‌ي ابوريحان بيروني، در سمرقند از پتك‌هايي استفاده مي‌شد كه با نيروي آب به كار مي‌افتادند.

3.بهره‌گيري از قالب خيزران. نوارهايي از چوپ خيزران را مانند حصير به هم مي‌بافتند و برگه‌هاي كاغذ خيس را  براي آبكشي روي آن مي‌گذاشتند و پس از اين كه آب آن گرفته شد در حالي كه ورقه هنوز مرطوب بود، آن را برمي‌داشتند. اين كار به سازنده‌ي كاغذ امكان مي‌داد به طور پياپي ورقه‌هاي كاغذ را روي همان يك قالب آبكشي كند. پيش از آن، ورقه‌ي كاغذ را روي پارچه‌ي درشت‌بافي پهن مي‌كردند، اما تا زمان خشك شدن ورقه‌ي كاغذ، نمي‌توانستند آن را از روي پارچه بردارند.

4. بهبود كاغذ و بازيافت آن. افزودن موادي مانند بذرك، پنبه و كهنه پاره‌هاي كتان به تركيب كاغذ و هم‌چنين بهره‌گيري از خرده پاره‌هاي كاغذ و پارچه‌هاي كهنه كه در بهبود كاغذ سودمند بود و شيوه‌اي از بازيافت نيز بود. 

5. كاغذ رنگي. در برخي دست‌نوشته‌هاي نويسندگان مسلمان دستورهايي براي ساختن كاغذ به رنگ‌هاي قرمز، سبز، آبي، صورتي، زرد، پيازي و ارغواني وجود دارد و حتي نوشته شده است كه چگونه مي‌توان كاري كرد كه برگه‌هاي كاغذ كهنه و ديرين به نظر برسند.

كاغذ در اروپا

كاغذسازي از شمال آفريقا به سرزمين‌هاي مسلمان نشين اروپا، يعني جزيره‌ي سيسيل(صقليه) در ايتاليا و شهرهاي شاطبه و قرطبه در اسپانيا(اندلس) راه يافت و در سال 1276 ميلادي در ايتاليا و اسپانيا به فراواني به كار مي‌رفت. نخستين‌بار زايران مسيحي كه از زيارت‌گاهي در اسپانيا بازمي‌گشتند، چند تكه كاغذ ساخت مسلمانان را با خود به مركز اروپا بردند. پيش از آن، اروپايي‌ها از كاغذ پوستي و پاپيروس براي نوشتن بهره مي‌گرفتند. اما كاغذ مسلمانان بر آن دو ماده‌ي نوشتني برتري داشت. از اين رو، بازرگاني نورنبرگي در سال 1390 ميلادي نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي را در آلمان بر پا كرد و در اين كار از كاغذسازان ايتاليايي بهره گرفت كه خود آن‌ها از شاگردان مسلمانان بودند. نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي انگلستان نيز در سال 1490 كار خود را آغاز كرد كه البته چيزي نبود جز يك آسياب آبي از كار افتاده كه براي خرد كردن چوب به كار گرفته شد.

كاغذسازي آرام‌آرام در اروپا گسترش يافت، اما تا سده‌ي نوزدهم ميلادي ، مانند سرزمين‌هاي اسلامي، به صورت دستي انجام مي‌شد. كاغذسازان قالبي بزرگ و پهن داشتند كه شبكه‌اي توري مانند از سيم‌هاي نازك به هم بافته شده داشت. قالب را در ظرف بزرگي فرو مي‌بردند كه داراي خميري آبكي از چوب خرد شده‌ي درخت بود. سپس قالب را از ظرف بيرون مي‌آوردند، در حالي كه سطح آن را لايه‌ي نازكي از خمير چوب پوشانده بود. آن‌گاه قالب را چنان به راست و چپ و عقب و جلو تكان مي‌دادند تا لايه‌ي يك‌دست و همواري از خمير چوب به وجود آيد و آب آن نيز بيرون رود. برگه‌ي خيس كاغذ را روي پارچه‌ي پشمي مي‌گذاشتند و پارچه‌ي ديگري را روي آن برگه‌ي كاغذ مي‌گذاشتند و برگه‌ي كاغذ ديگري را روي آن پارچه دومي مي‌گذاشتند و همين طور برگه‌هاي كاغذي و پشمي را يك‌در ميان روي هم مي‌چيدند. در پايان، بسته‌ي به دست آمده را زير ابزار فشرده كننده مي‌گذاشتند تا آب آن بيرون بيايد. سپس كاغذها را در انباري آويزان مي‌كردند تا خشك شوند. سرانجام، كاغذها را در حمام ژلاتين فرو مي‌بردند و بار ديگر خشك مي‌كردند تا آب زيادي را به خود نگيرند.

در سال 1798 ميلادي، لوئيس رابرت فرانسوي دستگاه كاغذساز را اختراع كرد كه بسيار ساده بود و قالب كاغذسازي آن چيزي مانند نوار نقاله بود كه آن را با دست مي‌چرخاندند و در نتيجه كاغذسازي را به طور پيوسته انجام مي‌دادند. در سال 1804، هنري و سيلي فوردرينير نمونه‌ي بهبود يافته‌اي از آن را در انگلستان ساختند. پس از اين، دستگاه‌هاي ديگري ساخته شد كه در كار آماده‌سازي خمير كاغذ بسيار كارآمد بودند. سرانجام در سال‌هاي پاياني سده‌ي نوزدهم ميلادي، دستگاهي ساخته شد كه همه‌ي مرحله‌هاي آماده‌سازي خمير تا ساختن برگه‌هاي كاغذ را انجام مي‌دهد. نمونه‌هاي امروزي اين دستگاه‌هاي خودكار نزديك 100 متر داراز و 4 متر پهنا دارند و كاغذ را به صورت طاقه‌هاي استوانه‌اي بزرگي مي‌سازند كه ممكن است بيش از 20 تن وزن داشته باشند.

ساختن كاغذ

تكه‌اي كاغذ برداريد. آن را از ميان پاره كنيد و با دقت به لبه‌ي پارگي نگاه كنيد. در لبه‌ي پارگي، رشته‌هاي نازك و مو مانندي را مي‌بينيد كه همانند رشته‌هاي پشمي نمد، در هم تنيده‌اند. اين رشته‌‌ها از مولكول‌هايي به نام س لو ل ز ساخته شده‌اند. سلولز مولكولي نخ مانند و دراز است كه پيكر گياهان را مي‌سازد. هر يك از رشته‌هايي را كه درلبه‌ي پارگي كاغذ مي‌بينيد، از هزاران مولكول سلولز درست شده‌ كه مانند رشته‌هاي طناب به دور هم پيچيده‌اند. چوب درختان مقدار زيادي سلولز دارند. از اين رو، كاغذ را از چوب آن‌ها مي‌سازند.

براي ساختن كاغذ، درختان را مي‌برند و به كمك دستگاه‌‌هاي ويژه‌اي، تنه‌ي آن‌ها را ريز ريز مي‌كنند. سپس، تكه‌هاي كوچك چوب را با مواد شيميايي(از جمله سود، سولفات يا سولفيت) و مقدار زيادي آب داغ، مخلوط مي‌كنند. به اين ترتيب، خميري از رشته‌هاي سلولزي به دست مي‌آيد. آن‌گاه، خمير را روي يك توري فلزي مي‌ريزند تا آب اضافي خود را از دست بدهد. سپس خمير از لابه‌لاي چند غلطك مي‌‌گذرد و آب خود را بيش‌تر از دست مي‌دهد. پمپ‌هاي مكنده‌ي آب، به اين كار كمك مي‌كنند. سرانجام، خميري كه به صورت ورقه‌ي درازي درآمده است، با گذشتن از لابه‌لاي غلطك‌هاي داغ، كه در دستگاه‌هاي بزرگ بيش از 100 عدد است، خشك مي‌شود و به صورت كاغذ در مي‌آيد. در پايان كار، دستگاهي كه به رايانه ارتباط دارد، كلفتي كاغذ، اندازه‌ي آب و شمار سوراخ‌هاي احتمالي موجود در آن را بررسي مي‌كند. در صورتي كه كلفتي كاغذ در همه‌جا يكسان باشد، اندازه‌ي آب مناسب باشد و تعداد سوراخ‌ها چندان زياد نباشد، كاغذ برش مي‌خورد و به بازار فرستاده مي‌شود.

گاهي با بهره‌گيري از مواد ديگري، كاغذهاي بهتري ساخته مي‌شود. براي مثال، براي اين كه كاغذ سطح صاف‌تري داشته باشد و آب زيادي به خود نگيرد، نشاسته يا رزين به دست آمده از درخت كاج را به آن مي‌افزايند. براي ساختن كاغذهاي بسيار نرم و سفيد نيز كاغذ را از لابه‌لاي غلطك‌هايي مي‌گذرانند كه دماي بيش‌تري دارند و سطح آن كاغذ‌ها را با مخلوطي از خاك چيني و آب مي‌پوشانند. هم‌چنين، براي اين كه كاغذ محكم‌تر شود، به آن پنبه مي‌افزايند. اگر هم بخواهند از كاغذ، دستمال كاغذي درست كنند، به آن نرم‌كننده مي‌افزايند و با كمك مواد شيميايي، ميكروب‌هاي آن را از بين مي‌برند. بنابراين، با بهره‌گيري از مواد گوناگون مي‌توانيم كاغذهاي ويژه، مانند كاغذهاي صافي، كاغذهاي روغني، كاغذهاي خوش‌بو، كاغذ نقاشي، كاغذ خوش‌نويسي، كاغذهاي صنعتي، كاغذ دست‌شويي و گونه‌هاي ديگر، ساخت.

كاغذسازي در ايران امروز

هرچند ايرانيان از پيشگامان ساختن كاغذ بودند، اما پس از اختراع دستگاه كاغذساز در اروپا، انبوهي از كاغذهاي اروپايي به ايران و ديگر سرزمين‌هاي اسلامي وارد شد و بازار كاغذسازان دستي را كه از شاگردان خود پس افتاده بودند، كساد كرد. پس از زمان اندكي، كاغذهاي دستي براي هميشه برچيده شدند و زمان زيادي نگذشت كه حتي خاطره‌ي پيشگامي در كاغذسازي نيز از يادها رفت. پس از چندي، نخستين دستگاه‌هاي كاغذسازي به كشورهاي اسلامي وارد شد و ساختن كاغذ به شيوه‌ي نوين آغاز شد.

نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران پيش از جنگ جهاني دوم بنيان‌گذاري شد، اما چندان موفق نبود تا اين كه بيش از 50 سال پيش دستگاه كاغذساز دست دومي به ايران وارد شد و در كرج به كار انداخته شد. كاغذهاي ساخت اين كارخانه نيز نتوانست با كاغذ خارجي رقابت كند و آن كارخانه به‌زودي به‌صورت كارخانه‌ي مقواسازي درآمد. در سال 1326 خورشيدي نيز شركتي با سرمايه‌گذاري حسن‌علي حكمت، دكتر صلح‌دوست، عيسائيان و چند نفر ديگر، در ورامين بنيان‌گذاري شد كه كاغذهاي باطله‌ي ادراه‌ها و سازمان‌ها خوراك آن بود. سپس، در سال 1346 شركتي به نام شركت سهامي كاغذ پارس با سرمايه‌ي اوليه‌ي 550 ميليون ريال در هفت‌تپه بنيان‌گذاري شد و نخستين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران در سال 1349 كار خود را آغاز كرد.

در سال 1352، بزرگ‌ترين كارخانه‌ي كاغذسازي ايران به نام مجتمع صنايع چوب و كاغذ ايران(چوكا) با مشاركت وزارت صنايع(60 درصد سهام) وزارت شاورزي و عمران روستايي(40 درصد سهام) در كيلومتر شش جاده‌ي رضوان‌شهر به تالش بنيان‌گذاري شد و در سال 1357 كار خود را آغاز كرد. اوج‌ گيري انقلاب اسلامي و پيروزي مردم ايران بر نظام شاهنشاهي پهلوي به بسته‌شدن بسياري از كارخانه‌ها از جمله همين كارخانه‌ي كاغذسازي انجاميد كه بيش‌تر از سوي خارجي‌ها اداره مي‌شد. از سال 1361 تلاش‌هاي برنامه‌ريزي شده‌اي براي راه اندازي دوباره‌ي توليد كاغذ آغاز شد و با تحويل كارخانه به سازمان صنايع ملي ايران در سال 1364، اين تلاش‌ها به بار نشست و از آن سال است كه اين كارخانه در كار ساختن كاغذ ايراني بسيار پويا و كارآمد شده است. 



 

 

آمادگي در برابر زلزله

  ضرورت و اهميت كسب آمادگي در برابر خطرات زلزله

هر ساله وقوع سوانح طبيعي در كشورهاي دنيا موجب زيانهاي اقتصادي و تفاوت انساني بسيار زيادي مي شود. در جوامع مختلف ميزان اين خسارات وتلفات بستگي به ميزان توسعه يافتگي و تراكم جمعيت . ايمني ساختمان هاي روستاها و شهرها در برابر زلزله و آگاهي و آمادگي افراد و جامعه جهت رعايت نكات ايمني دارد. يكي از مهمترين سوانح طبيعي زلزله است كه در حال حاضر پيش بيني زمان و مكان دقيق وقوع آن امكان پذير نيست و سعي و كوشش دانشمندان براي انجام آن هنوز در مرحله تحقيق مي باشد. به همين دليل وقوع ناگهاني زلزله در بيشتر اوقات جوامع بشري را به ويژه جوامعي كه نسبت به احتمال وقوع آن بي توجه بوده و اصول ايمني در برابر زلزله را رعايت نكرده اند) غافلگير مي كند و نتايج نامطلوبي به جاي مي گذارد. كشور ما ايران كه روي كمربند لرزه اي فعال آلپ – هيماليا قرار گرفته است از مناطق لرزه خيز دنيا محسوب مي شود و هر چند گاه يكبار زلزله اي مخرب در بخشهاي مختلف آن روي مي دهد.
تجربه بين المللي نشان مي دهد كه علاوه بر رعايت اصول صحيح شهرسازي در مناطق زلزله خير مي توان با

/ 0 نظر / 47 بازدید