سخنان زیبا و آموزنده جان اشتاین بک

سخنان زیبا و آموزنده جان اشتاین بک

 

John Steinbeck

نكته دیگر در مورد جان اشتاین بك این است كه او اول به حزب كمونیست گرایش داشت ، اما در اواخر عمر از این گرایش چشم پوشید و انصراف داد . او در كالیفرنیا به دنیا آمده .

 

یک گلف باز نمی تواند در کار خود کامیاب شود ، مگر اینکه، ضربه زدن به یک توپ کوچک را برای خود، مهمترین چیز دنیا بداند. جان اشتاین بک

   

 سخنان زیبا و آموزنده  

   

اگر شاهراه زندگی، تنها دو راه بنیادی داشته باشد و می بایست تنها یکی از آنها را برگزید، چه کسی می تواند ادعا کند که کدام یک بهتر است؟ جان اشتاین بک

 

   

از هر رویدادی که رخ می دهد، باید درسی گرفت.  جان اشتاین بک

 

   

آدم نمی تواند همه چیز را با هم داشته باشد.جان اشتاین بک

 

   

آدمی تنها زمانی می کوشد چیزی را ثابت کند که نسبت به آن چیز آسوده نباشد. جان اشتاین بک

   

   

هر انسانی، برای خود بهایی دارد، ولی بهای نویسنده - نویسنده ای راستین - را به سادگی نمی توان روشن کرد و کمابیش، نمی توانید به این بها تحقق ببخشید.جان اشتاین بک

   

   

نخستین آرزوی یک نویسنده این است که بگذارد کسی کتابش را بخواند.جان اشتاین بک

   

   

یک کتاب، مثل یک انسان است: باهوش و کودن، دلیر و ترسو، زیبا و زشت. جان اشتاین بک

   

   

به یک خرده گیر اگر رو بدهی، خودش را دانای روزگار می داند.جان اشتاین بک

   

   

وظیفه ی نویسنده این است که تعالی ببخشد، بگستراند و نیرو بخشد. جان اشتاین بک

   

   

نویسندگانِ نادرستی هم هستند که برای مدتی کوتاه، کارشان را از پیش می برند، ولی نه برای مدتی دراز، نه برای مدتی دراز.جان اشتاین بک

   

   

من به این نتیجه رسیده ام که گاهی گزینش یک شخص برگزیده به گونه ی مخاطب، بسیار کارساز است؛ شخصی حقیقی که او را می شناسی، یا شخصی فرضی؛ باید برای آنها بنویسی . جان اشتاین بک

   

   

کسی که داستانی می نویسد، ناچار است بهترین دانستنی ها و بهترین احساسات خود را در آن بگنجاند.  جان اشتاین بک

   

 

نویسنده در فضایی از بیم و ارج نهادن به واژه زندگی می کند، زیرا واژه ها می توانند ستمگر یا مهربان باشند و نیز می توانند درست در برابر چشمان شما، معانی را دگرگون کنند.جان اشتاین بک 

   

   

چه نیکو است که آدمی مورد اعتماد باشد.  جان اشتاین بک

   

   

در زندگی، مواردی هست که حتی از دوستان آدم هم کاری ساخته نیست.  جان اشتاین بک

   

 

انسان در دنیا تنها است و در میان همنوعان خود، تنها است و چشم داشتِ هیچ گونه آسایش و دلداری از هیچ جا ندارد. جان اشتاین بک

   

   

ادبیات به دیرینگی گفتار است. ادبیات از دل نیاز بشری به آن سرچشمه گرفته و هیچ تغییری نیافته است، جز این که نیاز بشر به آن بیشتر شده است.جان اشتاین بک 

   

   

نویسنده ای که به کمال انسان، باور پابرجا نداشته باشد، نه احساس بخشش و پایبندی به ادبیات دارد و نه هرگز عضو خانواده ی ادبیات است.جان اشتاین بک

   

   

نویسنده، وظیفه دارد، گنجایش پذیرفته شده ی انسان را برای شکوه و بزرگی روح و روان نشان دهد و آن را بستاید. جان اشتاین بک

   

   

گاهی برخلاف شکست و نابودیِ کمابیش قطعی، باید نابخرد و بزدل باشیم که در آستانه ی بزرگترین پیروزی نهفته مان، میدان را ترک کنیم.جان اشتاین بک

   

انسان به بودن در هر جایی عادت می کند و دیگر برایش سخت است که از آنجا برود. نحوه فکر کردنش هم بعد از مدتی عادت می شود و عوض کردنش سخت است.جان اشتاین بک

   

بزرگترین امید آن است که امید را به قصد کشت، کتک بزنیم.  جان اشتاین بک

   

زمان، تنها خرده گیری است که جاه طلبی ندارد.جان اشتاین بک

   

منبع:jomalatziba.blogfa.com

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین

 

 

تولد جان اشتاین بك

 

 

نكته دیگر در مورد جان اشتاین بك این است كه او اول به حزب كمونیست گرایش داشت، اما در اواخر عمر از این گرایش چشم پوشید و انصراف داد. او در كالیفرنیا به دنیا آمده بود اما...

 


به گزارش جام جم، «موش‌ها و آدم‌ها»! لابد خیلی‌های‌تان اسم این كتاب را شنیده‌اید یا آن را خوانده‌اید. خب امروز روز تولد نویسنده این كتاب است. كسی كه با نوشتن این كتاب و كتابی دیگر با عنوان «خوشه‌های خشم» اول جایزه پولیتزر و بعد جایزه نوبل ادبی را برد. این 2 كتاب در واقع داستان آدم‌هایی از جامعه آمریكا است كه به طبقات فرودست این جامعه تعلق دارند و مسائل و مشكلاتشان بسیار است.
  كتاب‌های این نویسنده بسیار پرفروش بود و هنوز هم البته خواننده دارد. نكته دیگر در مورد جان اشتاین بك این است كه او اول به حزب كمونیست گرایش داشت، اما در اواخر عمر از این گرایش چشم پوشید و انصراف داد. او در كالیفرنیا به دنیا آمده بود اما ایرلندی تبار بود و در همان ایالت هم تحصیلات خود را آغاز كرد و بعدها در دانشكده استنفورد در رشته زیست‌شناسی تحصیلات خود را ادامه داد، ولی بی این كه مدركی بگیرد، دانشگاه را رها كرد و تن به هر كاری برای زنده ماندن داد. 
از جمله روزنامه‌نگار هم شد و فعالیت مطبوعاتی هم داشت. در همین ایام بود كه نوشتن را آغاز كرد هر چند در آغاز با استقبال مواجه نشد اما رفته رفته خوانندگان آمریكایی كشفش كردند و شهرت و ثروت به او روی آورد.

   

 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

 

 

سی‌امین جشنواره سالانه «جان اشتاین‌بک» نویسنده مشهور آمریکایی

 

سی‌امین جشنواره سالانه «جان اشتاین‌بک» نویسنده مشهور آمریکایی به نام «سفرها: اشتاین بک دور دنیا» از پنج‌شنبه تا روز گذشته ادامه داشت.

 

 

سی‌امین جشنواره سالانه «جان اشتاین‌بک» نویسنده مشهور آمریکایی به نام «سفرها: اشتاین بک دور دنیا» از پنج‌شنبه تا روز گذشته ادامه داشت. 


به گزارش ایبنا، بوداپست دیوار برلین، دریای کورتز و داکوتای شمالی میزبان برنامه‌‌هایی برای گرامیداشت سی‌امین جشنواره « اشتاین بک » بودند. به منظور ارج نهادن به تاثیر انکارناپذیر « جان اشتاین بک » نویسنده جنوبی آمریکا و برنده جایزه نوبل ادبی بر داستا‌ن‌نویسی مدرن، مراکز ادبی مختلفی در سراسر دنیا میزبان برگزاری جشن‌هایی با محوریت جان اشتاین بک بودند تا برای نخستین بار، جان اشتاین بک این چنین فراگیر در سراسر جهان گرامی داشته شود.

 

۱۳۸۹/۰۵/۲۰

 

یادداشتی بر رمان مروارید (جان اشتاین بک)

 

 

 

در جای جای رمان می‌توان تصویر فقر را در جامعه‌ی هند دید. در صحنه ای از داستان بچه‌ای را که دچار عقرب‌گزیدگی شده برای درمان به حضور دکتری می‌برند که انگلیسی است و اهمیتی به بیماران نمی‌دهد مگر این که دارای توان مالی باشند.

 

 

مهم‌ترین رمان اشتاین‌بک به نامخوشه‌های خشم در 1939 منتشر شد که توصیفی هیجان‌انگیز و موثر از خانواده‌ای آواره و تیره‌روز است. نویسنده در این اثر، امور عینی و ذهنی را در هم آمیخته و شاهکاری پدید آورده است که او را در صف اول رمان‌نویسان معاصر امریکا قرار داده وجایزه‌ی پولیتزر را نصیب‌اش کرده است.

 

اشتاین‌بک از همان اولین داستان‌های کوتاه‌اش مصمم به جانب‌داری و حمایت از طبقات ضعیف و ناتوان است. لازم به ذکر است که در ایالات متحده در سال‌های پایانی دهه‌ی بیست میلادی که درگیر ورشکستگی عظیم اقتصادی و نابسامانی‌های حاد اجتماعی بود شمار افرادی که هیچ نداشتند بسیار پرشمار بود و بخش انبوهی از این طبقه را کارگران فصلی مزارع تشکیل می‌دادند.

 

مروارید از دیگر آثار برجسته‌ی اشتاین‌بک است. داستانی سراسر حادثه با گیرایی‌های خاص خودش که مخاطب را به خوبی با خود همراه می‌کند. 

 

در این داستان نیز سخن ازفقر و ناتوانی مردم است؛ اما ابن بار نه مردم آمریکا، بلکه مردم هند. داستانی که در آن استعمار انگلیس و تنفر مردم هند از انگلیس بخش‌هایی از آن را تشکیل می‌دهد.

 

داستان آمیخته‌ای است از حقیقت و افسانه و سرگذشت صیادی است که نائل می‌شود به صید مروارید درشتی که همه‌ی مردم از آن گفت‌وگو می‌کنند. این مروارید به نوعی تمثیلی از توانایی مطلق است که فرد با به دست آوردن آن، تصور می‌کند که دیگر هیچ مشکلی نخواهد داشت و همه‌ی بدبختی‌ها را می‌تواند پشت سر بگذارد؛ اما اصلن به این فکر نمی‌کند که شاید این قدرت، خودش عامل شر و بدبختی باشد. درادامه‌ی داستان هم می‌بینیم عده‌ای درصدد دزدیدن مروارید از او هستند و از طرف دیگر خریداران مروارید سعی می‌کنند که این مروارید را بی‌ارزش جلوه دهند تا آن را به مبلغ ناچیزی بخرند. این مروارید برخلاف تصور مالک‌اش چنان شوم است که باعث می‌شود کسی را برای حفاظت ازمروارید بکشد و چالشی بزرگ‌تر از فقر در زندگی‌اش روی دهد.

در جای جای رمان می‌توان تصویر فقر را در جامعه‌ی هند دید. در صحنه‌ای از داستان بچه‌ای را که دچار عقرب‌گزیدگی شده برای درمان به حضور دکتری می‌برند که انگلیسی است و اهمیتی به بیماران نمی‌دهد مگر این که دارای توان مالی باشند.

اشتاین‌بک در این‌جا جامعه‌ی سرمایه‌داری را هم به نوعی زیرسوال می‌برد. جامعه‌ای که در آن ارزش پول بیش از هر چیزی است، حتی بیش از جان آدم‌ها. دکتر اول از مداوای درست کودک سر باز می‌زند اما وقتی می‌فهمد که پدرکودک دارای مروارید گران‌بهایی است برای نجات کودک بیشتر تقلا می‌کند تا شاید دستمزد بهتری بگیرد.

اشتاین‌بک بسیار زیبا و پرکشش داستان را جلو می‌برد. داستان به جایی می‌رسد که همسر مرد ماهی‌گیر به این فکر می‌افتد که این مروارید شوم است و باید به دریا بازگردد تا بدبختی دست از سر آن‌ها بردارد. زن مروارید را می‌برد که به دریا بیندازد. مرد می‌فهمد. باهم درگیر می‌شوند و مدت کوتاهی مروارید را گم می‌کنند. این اتفاق به خودی خود هراسی در دل مخاطب می‌اندازد. داستان در نظر خواننده از جاذبه‌ی فراوان برخوردار است. وصف شهر، مردم و تنوع حوادث که با آهنگ‌ها و نغمههای مختلف از قبیل نغمه‌ی خوشبختی، نغمه‌ی مروارید، نغمه‌ی خانواده و نغمه‌ی دشمنی و در پایان نغمه‌ی بدبختی همراه است، سراسر دل‌نشین و تاثیرگذار و حاکی از لطافت ذوق نویسنده است.

تنها چیزی که شاید مخاطب ایرانی را کمی سردرگم کند آهنگ‌هایی است که در ذهن شخصیت‌های داستان نواخته می‌شود. چنین چیزهایی اگر کمی برای ما عجیب است نه‌تنها دلیلی بر ضعف نویسنده نیست، بلکه می‌تواند نشان‌دهنده‌ی شناخت نویسنده از جامعه‌ای باشد که داستان را در فضای آن می‌نویسد.

اشتاین‌بک هرچند در این داستان از قدرت و شوم بودن مروارید می‌نویسد. اما مطلقن نتیجه‌گیری نمی‌کند و این‌جاست که مخاطب پس از پایان داستان با خودش کلنجار می‌رود که آیا این مروارید شوم بود یا نعمتی بود که به درستی مورد استفاده قرار نگرفته است. می‌شود دیدگاه نویسنده را این گونه هم تحلیل کرد: وقتی قدرت در دست افراد ضعیف باشد می‌تواند مایه‌ی بدبختی شود. شخصیت‌های مرد ماهی‌گیر و همسرش فضای شهر و جامعه‌ی هند به خوبی پرداخت شده‌اند. با توصیف‌ها دنیای زاغه‌نشینی و تنگ‌دستی مردم را می‌بینیم.

اشتاین‌بک در سال 1962 به دریافت جایزه‌ی ادبی نوبل نایل آمد. وی نویسنده‌ای بود کناره‌گیر و بی‌اعتنا به شهرت که در سال‌های آخر زندگی اثر جالب توجهی منتشر نکرد. آثار نخستین وی از ادراکی عمیق درباره‌ی زندگی و نظری بلند و وسیع درباره‌ی مسائل انسانی برخوردار است که با روشی تغزلی، حماسی یا طنزآمیز و لحنی واقعبینانه بیان شده و در ادبیات معاصر آمریکا مقامی عالی به دست آورده است.

 

منبع : http://louh.com/fa/content/5641

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین

 

 

 

زندگی نامه جان اشتاین بک

از ویکی پدیا

 

جان ارنست استاینبک جونیور (به انگلیسی: John Ernst Steinbeck, Jr.) (زاده ۲۷ فوریه ۱۹۰۲ - درگذشته ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸) یکی از شناخته شده‌ترین و پرخواننده‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکاست. از بهترین آثارش می‌توان به خوشه‌های خشم (۱۹۳۹) اشاره کرد.

 

 

 

جان استاینبک در سال ۱۹۰۲ در کالیفرنیا به‌دنیا آمد. پدرش خزانه‌دار و مادرش آموزگار بود. پس از تحصیل علوم در دانشگاه استانفورد، در سال ۱۹۲۵ بی‌آنکه دانشنامه‌ای دریافت کرده باشد دانشگاه را رها کرد و به نیویورک رفت. در این شهر خبرنگاری کرد و پس از دو سال به کالیفرنیا برگشت. مدتی به عنوان کارگر ساده، متصدی داروخانه، میوه‌چین و... به کار پرداخت و به همین سبب با مشکلات برزگران و کارگران آشنا شد. پس از آن پاسبانی خانه‌ای را پذیرفت و در این زمان وقت کافی برای خواندن و نوشتن پیدا کرد. زمانی که جهان به‌سرعت به سمت مدرنیسم پیش می‌رفت و ادوات جدید کشاورزی جایگزین بیل و گاوآهن می‌شد، او در اندیشه‌ی غم و درد و رنج آنان بود. نخستین اثرش جام زرین را در سال ۱۹۲۹ نوشت. نگاه انسان‌دوستانه و دقیق او به جهان پیرامون و چهره‌ی رنج‌کشیده‌ی خودش سبب درخشش او در نوشتن آثاری چون موش‌ها و آدم‌ها و خوشه‌های خشم شد.

 

خوشه‌های خشم او در سال ۱۹۳۹ منتشر شد و جایزه پولیتزر را از آن خود کرد. استاینبک به سبب خلق این آثارش جایزه‌ی نوبل سال ۱۹۶۲ را برد. از نوشته‌های دیگر او به چراگاه‌های آسمان، به خدایی ناشناس، تورتیلافلت، دره دراز، ماه پنهان است، دهکده‌ی ازیادرفته، کره اسب کَهَر، شرق بهشت، مروارید و پنجشنبه‌ی شیرین می‌توان اشاره کرد.

 

استاینبک در سال ۱۹۶۲ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. مشهورترین آثار او موش‌ها و آدم‌ها (۱۹۳۷) و کتاب برنده جایزه پولیتزر، خوشه‌های خشم (۱۹۳۹) هستند که هردو نمونه‌هایی از زندگی طبقه کارگر آمریکا و کارگران مهاجر در دوره رکود بزرگ هستند.

 

البته وی در اواخر عمر همانند جرج اورول از مواضع چپ خود اظهار ندامت کرده و از جنگ آمریکا در ویتنام علیه حکومت کمونیستی آن نیز پشتیبانی کرد. حتی خود به ویتنام رفته و به قول خود از «عملیات قهرمانانه» سربازان آمریکایی گزارش تهیه می‌کرد.

 

 

 

کتابشناسی

 

 

جام زرین (۱۹۲۹)

چمنزارهای بهشت(۱۹۳۲)

تورتیلا فلت (۱۹۳۵)

نبردی مشکوک (۱۹۳۶)

یادداشت های روسیه

موشها و آدمها (۱۹۳۷)

دره طویل (۱۹۳۸)

خوشه‌های خشم (۱۹۳۹)

ماه پنهان است (۱۹۴۲)

راسته کنسروسازی (۱۹۴۵)

اتوبوس سرگردان (۱۹۴۷)

داستان مروارید (۱۹۴۷)

یکبار جنگی رخ داد (۱۹۵۸)

به خدای ناشناخته (۱۹۳۳)

اسب سرخ (۱۹۳۳)

پنجشنبه شیرین (۱۹۵۴)

 

 

 

ترجمه فارسی آثار

 

خوشه‌های خشم ترجمه شاهرخ مسکوب و عبدالرحیم احمدی

موش‌ها و آدم‌ها ترجمه پرویز داریوش

به خدای ناشناخته ترجمه محمد معینی

مروارید ترجمه نصرت‌الله مهرگان

شرق بهشت ترجمهٔ بهرام مقدادی

سلطنت کوتاه پپین چهارم ترجمه حمید الیاسی

اسب سرخ ترجمه سیروس طاهباز

دره طویل ترجمه سیروس طاهباز

ماه پنهان است ترجمه پرویز داریوش

چمنزارهای بهشت ترجمه پرویز داریوش

راسته ی کنسروسازی ترجمه مهرداد وثوقی

آتش فروزان ترجمه مرضیه خسروی

روزگاری جنگی بودترجمه مرضیه خسروی

 

 

ویکی پدیا به انگلیسی :

 

John Steinbeck

From Wikipedia, the free encyclopedia

"Steinbeck" redirects here. For other people with this surname, see Steinbeck (surname).

John Steinbeck

John Steinbeck 1962.jpg

Steinbeck in Sweden during his trip to accept the Nobel Prize for Literature in 1962

Born    John Ernst Steinbeck, Jr.

February 27, 1902

Salinas, California, United States

Died    December 20, 1968 (aged 66)

New York City, U.S.

Occupation    Novelist, short story writer, war correspondent

Notable works    Of Mice and Men (1937)

The Grapes of Wrath (1939)

East of Eden (1952)[1]

Notable awards    Pulitzer Prize for Fiction (1940)

Nobel Prize in Literature (1962)

Signature    

John Ernst Steinbeck, Jr. (February 27, 1902 – December 20, 1968) was an American author of twenty-seven books, including sixteen novels, six non-fiction books, and five collections of short stories. He is widely known for the comic novels Tortilla Flat (1935) and Cannery Row (1945), the multi-generation epic East of Eden (1952), and the novellas Of Mice and Men (1937) and The Red Pony (1937). The Pulitzer Prize-winning The Grapes of Wrath (1939), widely attributed to be part of the American literary canon,[2] is considered Steinbeck's masterpiece. In the first 75 years since it was published, it sold 14 million copies.[3]

 

The winner of the 1962 Nobel Prize in Literature, he has been called "a giant of American letters".[4] His works are widely read abroad and many of his works are considered classics of Western literature. His leftist political tendencies and the relatively provincial setting of his works has made him a very polarizing writer, both in the United States and in international literary circles. Until recently, the mandated teaching of his works in the British educational system has been controversial.

 

Most of Steinbeck's work is set in southern and central California, particularly in the Salinas Valley and the California Coast Ranges region. His works frequently explored the themes of fate and injustice, especially as applied to downtrodden or everyman protagonists.

 

Contents [hide]

1 Early life

2 Career

2.1 Writing

2.2 Ed Ricketts

2.3 1940s–1960s work

2.4 Nobel Prize

3 Personal life

4 Death and legacy

4.1 Opinions on Nobel Prize

4.2 Literary influences

4.3 Commemoration

5 Political views

5.1 Government harassment

6 Major works

6.1 In Dubious Battle

6.2 Of Mice and Men

6.3 The Grapes of Wrath

6.4 East of Eden

6.5 Travels with Charley

7 Bibliography

8 Filmography

9 See also

10 Notes

11 References

12 External links

Early life[edit]

John Ernst Steinbeck, Jr. was born on February 27, 1902, in Salinas, California. He was of German, English, and Irish descent.[5] Johann Adolf Großsteinbeck, Steinbeck's paternal grandfather, had shortened the family name to Steinbeck when he emigrated to the United States. The family farm in Heiligenhaus, Mettmann, North Rhine-Westphalia, Germany, is still today named "Großsteinbeck."

 

His father, John Ernst Steinbeck, served as Monterey County treasurer. John's mother, Olive Hamilton, a former school teacher, shared Steinbeck's passion for reading and writing.[6] The Steinbecks were members of the Episcopal Church,[7] although Steinbeck would later become an agnostic.[8] Steinbeck lived in a small rural town, no more than a frontier settlement, set in some of the world's most fertile land.[9] He spent his summers working on nearby ranches and later with migrant workers on Spreckels sugar beet farms. There he became aware of the harsher aspects of migrant life and the darker side of human nature, which supplied him with material expressed in such works as Of Mice and Men.[9] He also explored his surroundings, walking across local forests, fields, and farms.[9] While working at Spreckels Sugar Company, he would sometimes work in their laboratory, which gave him time to write.[10] He also had considerable mechanical aptitude and fondness for making his own repairs to things he owned.[10]

 

 

The Steinbeck House at 132 Central Avenue, Salinas, California, the Victorian home where Steinbeck spent his childhood.

Steinbeck graduated from Salinas High School in 1919 and went from there to study English Literature at Stanford University in Palo Alto, leaving, without a degree, in 1925. He travelled to New York City where he took odd jobs while trying to write. When he failed to have his work published, he returned to California and worked in 1928 as a tour guide and caretaker[10] at Lake Tahoe, where he met Carol Henning, his first wife.[6][10][11] The two were married in January 1930 in Los Angeles, where, with friends, he attempted to make money manufacturing plaster mannequins.[10]

 

When their money ran out six months later, Steinbeck and Carol moved back to Pacific Grove, California, to a cottage owned by his father, on the Monterey Peninsula a few blocks from the border of the city of Monterey, California. The elder Steinbecks gave John free housing, paper for his manuscripts, and from 1928, loans that allowed him to write without looking for work. During this period of the Great Depression, Steinbeck bought a small boat, and later claimed that he was able to live on the fish and crab that he gathered from the sea, as well as fresh vegetables from his garden and local farms. When that didn't work, Steinbeck and his wife were not above getting welfare, or rarely even stealing bacon from the local produce market.[10] Whatever food they had, they would share with their friends.[10] Carol became the model for Mary Talbot in Steinbeck's novel Cannery Row.[10]

 

In 1930, Steinbeck met Ed Ricketts, who became a close friend and mentor to Steinbeck during the following decade teaching him a great deal about philosophy and biology.[10] Ricketts, usually very quiet, yet likable, with an inner self-sufficiency and an encyclopedic knowledge of diverse subjects, became a focus of Steinbeck's attention. Ricketts had taken a college class from Warder C. Allee, a biologist and ecological theorist, who would go on to write a classic early textbook on ecology. Ricketts became a proponent of ecological thinking, in which man was only one part of a great chain of being, caught in a web of life too large for him to control or understand.[10] Meanwhile, Ricketts operated a biological lab on the coast of Monterey, selling biological samples of small animals, fish, rays, starfish, turtles, and other marine forms to schools and colleges.

 

Between the years 1930 to 1936, Steinbeck and Ricketts became close friends. Steinbeck's wife began working at the lab as secretary-bookkeeper.[10] Steinbeck himself began helping out on an informal basis.[10] They formed a common bond based on their love of music and art, and John learned biology and Ricketts' ecological philosophy.[10] When Steinbeck had emotional upsets, Ricketts would sometimes play music for him

 

/ 0 نظر / 81 بازدید